سریال از سوی FROM

داستان عده‎ای است که در شهر کوچکی گیر افتاده‌اند و دارند تلاش می‌کنند که هم از دست هیولاهای شبانه آن‌جا زنده بمانند و هم راهی برای بیرون آمدن پیدا کنند.

صف طولانی از سوالات وجود دارد که همیشه یکی پاسخ داده می‌شود و یکی دیگر اضافه. ولی چون سریال ترسناک رازآلود است پس همه جواب‌ها را یک‌جا نمی‌دهند. به اصلاح در انگلیسی به عنوان غذا خرده‌های نان می‌دهند. (نه کل نان را)

در مورد این سریال کم صحبت شده چون مخاطب خاص خودش را می‌طلبد. سریالی نیست که به تو آرامش بدهد. برعکس بیشتر درگیرت می‌کند و کمی که بگذرد یک گوشه از ذهنت برای خودش خانه می‌سازد.

فقط چند تا چیز جالب باید بگویم.

یک : خیلی کم پیش می آید که افراد در مورد اتفاقاتی که برایشان می‌افتد با بقیه صحبت کنند. هر کس یا هر گروه سعی می‌کند پازل را (که اصطلاح خودشان است) به تنهایی حل کنند. در حالی این امکان پذیر نیست. مثل زندگی که هرکس نمی‌تواند همه مسائل را تنهایی به دوش بکشد. مثلا اگر جید یا سارا یا الجین یا حتی فاطیما چیزی به کسی می‌گفتند خیلی اتفاق‌ها نمی‌افتاد.

دو : هیولاها می‌خواهند که مردم امیدشان را از دست بدهند. اما مردم شهر به خصوص بوید فکر می‌کنند اگر امیدی پیدا می‌شود به خاطر این است که بیشتر عذاب بکشند. مثل ضرب المثل انگلیسی که می‌گوید این امید است که تو را می کشد. اما همان طور که تد لسو گفت نبودن امید است که آدم را می‌کشد. آنها وقتی امیدشان را به رفتن به خانه از دست می‌دهند و وقتی فکر می‌کنند دارند شکست خورده‌اند، در ضعیف ترین حالت ممکن هستند. دقیقا چیزی که هیولاها می‌خواهند. هیولاها به خود کلانتر بوید گفته‌اند که می‌خواهند او را بشکنند. چون همه به بوید تکیه می‌کنند و اگر بوید بشکند و ناامید شود، یعنی کار همه تمام است.

سه : در اتاق کلانتر بوید، روی نقشه آمریکا، با پین مشخص کردند که هر کس از کجای آمریکا سر از آنجا در آورده است.

(باید بگویم هر کسی که آنجا آمده را خود شهر انتخاب کرده است. دلیل همه را و این که چه کسی انتخاب می‌کند را نمی‌دانم.)

با این وجود که همه از سراسر آمریکا آمده‌اند و طبیعتا آدم‌هایی از تمام نژادها و گروه‌ها پیدا می‌شوند اما هیچ کس سر این موضوع از کسی بدش نمی‌آید. همه چیز آنجا بستگی دارد به انتخاب‌های هر فرد.

که جالب است که جایی وجود دارد هر چند خیالی که این قضیه ممکن شده است. پذیرفتن هرکسی با چیزهایی که به دنیا می‌آید و حالا قضاوت بر اساس کارهایی که انجام می‌دهد.

البته این به معنا نیست که یک یا چند اشتباه شخصیت را برای همیشه منفی نگه می‌دارد. آن‌ها تغییر می‌کنند. از خیلی‌ها اولش اصلا خوشم نیامد ولی کمی که گذشت و چیزهایی از خودشان نشان دادند که دوست داشتنی‌شان کرد. مثل رندال و جید و تبیتا.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *