من حتما خیلی دیوانهام که در این شرایط دارم برای خودم برنامه میچینم. یا شاید این خیلی تغییر خوبی است برای کسی که تا پیرارسال، دلش میخواست خودش را بکشد و تا پارسال میگفت هیچ برنامهای ندارد.
جدی میگویم در همین موشک انداختنهای اسفند، من میرفتم سرکار، چون فکر نمیکردم خیلی بد بشود اگر بمب به من بخورد. ولی نگران بودم اگر کارهایم (شغلم) بمانند، آن وقت چه؟
کاش میتوانستم از هیجانش تا سه صبح بیدار بمانم. ولی میدانم که احتمالا ساعت دوازده یک خوابم میبرد.
. اولیش این است که میخواهم تا آخر سال در این شغلم بمانم و حسابی همه چیزش را یاد بگیرم و باز مثل امسال تا آخر فروردین بمانم و بعدش از اردیبهشت دنبال یک کار دیگر بگردم. واقعا دلم برای همکارهایم تنگ میشود. قول میدهم یک بار همه چیز را برایتان تعریف کنم.
. این یک فرصت خوب است که با بتوانم مدیریت پول را واقعا یاد بگیرم و امیدوارم قبلش از نگرانی در مورد پول پیر نشوم و یا سکته نکنم. برای همین میخواهم یک جدول درست حسابی از دخل و خرجم در اکسل درست کنم و ریز به ریز خرجیها را کنترل کنم.
. این ما را میرساند به کار بعدی که میخواهم از تمام چیزهایی که میخواهم بخرم، یک لیست تهیه کنم، به جای اینکه بخرمشان.
. میخواهم ساز یوکلله را هم تا آخر امسال یاد بگیرم. منظورم این است که به جای خوب و راحتی برسم. فعلا که یک اشتراک یک ماهه برای برنامه را خریدم و میخواهم حسابی تمرین کنم. برنامهی دیگری برای بعدش ندارم. زیاد منابعی برای یوکلله نیست. که این یعنی باید هرچیزی که هست را جارو کنم. حالا اگر دوباره اینترنت قطع نشود.
. دو سال پیش با ایدهای که یک کانال تلگرامی پیشنهادش کرد، برای شعر خواندن هر ماه سراغ یک شاعر میرفتم. در واقع یعنی یک کتاب یا دیوان شعر. ولی سرمای زمستان شکستم داد و آن موقع دیگر کاری نکردم. از مرداد، میخواهم ادامهاش بدهم. البته در یک پست جدا که به روزرسانی هم میشود، مسیرش را برایتان تعریف میکنم.
حالا اینها برنامههای کلی و اصلی بودند، دیگر مسائل را هم دارم که نوشتن در سایت است که فعلا برای روزهای فرد است و تمرین شعر هرشب و کتاب خواندن و نقاشی کشیدن. دوست داشتم کلاس زبان هم میرفتم؛ ولی عزیزم پول ندارم.
بعدالتحریر: اولین هفتهی انتشار دوباره بود که همان طور قول داده بودم، روزهای فرد، یک نوشته جدید داشتم. احتمالا جمعههای شاعرانه هم از هفتهی بعد یا دوهفته بعد شروع میشود.



آخرین دیدگاهها