به مغز من خوش آمدید.

امشب قرار بود از یک سری مشکلات برایتان بگویم. مشکلات که نه، دل‌شکستگی‌های زندگی‌ام. البته همه‌شان مثل هم نیستند و شاید داشتن یک اسم برای همه‌ مناسب نباشد؛ شاید هم بهتر است این‌جا راحت باشم و با دید شاعرانه بهشان نگاه کنم.

این ایده‌ی بدی نیست. این که بگویم من یک شاعرم که مسائل زندگی‌ام را هم این‌جا برایتان تعریف می‌کنم. یک برند خوب است. به نظرم، جالب می‌شد اگر شاعرها دفترچه‌ای هم با شعرهایشان می‌گذاشتند تا ما با آن‌ها بیشتر آشنا می‌شدیم. البته شاید هم کسی بیاید بگوید: «نه، داشتن دفترچه زیادی است و اگر شعرهایشان خوب باشد همان‌ها کافی هستند.»

نمی‌دانم. این‌جا من را می‌بینید که یک جمله را می‌گویم یعنی می‌نویسم و بعدش خودم نقضش می‌کنم. برای همین باید بگویم به مغز من خوش آمدید. که تیتر مناسبی هم برای این متن است و یکی از مهم‌ترین دلایلی که من آدم ساکت و درونگرایی به نظر می‌رسم. نه این‌ که واقعا درونگرا و ساکت باشم، نه. اگر من را ببینید که دارم یک ریز حرف می‌زنم و دو دقیقه نمی‌توانم ساکت بمانم، آن موقع باید بدانید که من راحتم. خواهش می‌کنم در این صورت کمی باملاحظه باشید که من برنگردم درون لاکم.

خب الآن می‌فهمیم که من لاک دارم. برای همین گفتم به نظر ساکتم.

شاید باورتان نشود ولی خودم هم جمله‌ی بعدیم را نمی‌دانم. پس داریم با هم، من را تحلیل می‌کنیم.

داشتم می‌گفتم. من لاک دارم. یعنی یک غار دارم که همیشه نزدیک است. این که من راحت برمی‌گردم درونش، آیا بخشی از شخصیتم است یا چیزی است که باید روی آن کار کنم، را بعدا در جلسات تراپی می‌فهمم. فعلا آن جا، مسائل مهم تری دارم. بعدا که درباره‌اش حرف زدم، می‌آیم و برایتان تعریف می‌کنم.

فکر کنم این طوری بهتر باشد که من را کم کم بشناسید تا این‌ که بیایم برایتان بیوگرافی تعریف کنم. من دوست دارم خودمانی با شما حرف بزنم. شماهایی که اصلا نمی‌دانم چه کسی هستید. ولی اگر رو در رو ببینمتان برای این میزان صمیمیت، چند سالی نیاز دارم.

نوشتنم را هم سعی می‌کنم بهتر کنم. امیدوارم این تغییر در مرور زمان واضح باشد.

برای این‌جا، تصمیم گرفتم (همین الآن) که هر روز بیایم این‌جا یک چیزی بنویسم. البته فعلا این قرار را برای روزهای فرد می‌گذاریم و بعد اگر دیدم اوضاع دارد بهتر می‌شود، هر روز منتشر می‌کنم. بعدا هم در کانال تلگرامم، می‌خواهم هر روز شعر منتشر کنم. و آخر هفته یکی‌شان را بهتر کنم و این‌جا بگذارم.

برنامه‌ی خوبی است. من همیشه برنامه‌های خوب می‌چینم. اما؛ انجام دادن یا ندادن، مسئله این‌ است.

 

بعدالتحریر: اگر پیش خودتان گفتید :«واقعا نفهمیدم چی گفتی» به جمع دوستانم خوش آمدید.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *